الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
745
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
ما را از جانب تو خبر دادند كه تو به آن فتوا مىدهى ، و به آن اقرار و اعتقاد دارى ، و ما نامهاى ايشان را براى تو ذكر مىكنيم فلانى و فلانى ، و ايشان اصحاب ورع و پارسايىاند ، و در عبادت ، دامنهاى خويش را بر زده ، كمال جدّ و جهد دارند ، و از كسانى هستند كه دروغ نمىگويند . پس حضرت غضبناك شد و فرمود كه : « من ايشان را به اين امر نكردهام » . چون آثار غضب در روى مبارك آن حضرت ديدند ، بيرون رفتند . حضرت به من فرمود كه : « اين دو مرد را مىشناسى ؟ » عرض كردم : آرى ، اينها از اهل بازار و هم چراغهاى ما مىباشند . و ايشان از طايفه زيديّهاند و گمان دارند كه شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله در نزد عبداللَّه پسر حسن است ( يعنى حسن مثنّى ) . حضرت فرمود : « دروغ گفتند . خدا ايشان را لعنت كند ، به خدا سوگند كه عبداللَّه پسر حسن ، آن شمشير را به دو چشم خود و به يك چشم از دو چشم خود نديده . و پدرش ( يعنى حسن مثنّى ) نيز آن را نديده . بار خدايا ، مگر آنكه آن را در نزد على بن الحسين ديده باشد . پس اگر اين دو مرد راستگويند ، بگويند كه نشانهء دستهء آن چيست و اثرى كه در موضع دم آن است چيست ؟ و به درستى كه در نزد من است شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله و در نزد من است ، رايت و عَلَم رسول صلى الله عليه و آله ، و زره و چهار آينه و كلاهخُود آن حضرت . پس اگر راستگويند ، بگويند كه چيست آن نشانه كه در زرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله است ؟ و به درستى كه در نزد من است آن عَلَمْ رسول خدا كه خدا آن را منشأ غلبهء و بر خصم قرار داده ، و در نزد من است الواح موسى و عصاى او ، و در نزد من است انگشتر سليمان پسر داود ، و در نزد من است آن طشتى كه موسى در آن گوسفند قربانى را قربانى مىكرد ، و در نزد من است آن نامى كه چون رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را در ميان مسلمانان و مشركان مىگذاشت ، تير مشركان به مسلمانان نمىرسيد و در نزد من است مانند آنچه فرشتگان آن را آوردند و بر مىداشتند ( يعنى تابوت ) . و داستان سلاح رسول خدا در ميان ما چون داستان تابوت است در ميان بنىاسرائيل ، كه در هر خاندانى كه آن تابوت بر درِ خانههاى ايشان يافت مىشد ، پيغمبرى به ايشان عطا مىشد ، و هر كه از ما كه اين سلاح به او منتقل شد ، امامت به او رسيد . و هر آينه پدرم زره رسول خدا صلى الله عليه و آله را پوشيد و چون از اندام آن حضرت زياد بود ، آن را بر زمين مىكشيد و به واسطهء زيادتى ، آن زره ، بر روى زمين خطى را هويدا نمود و من نيز آن را پوشيدم پس به